خرید بک لینک

صبح رفتم توی حیاط او مشغول آبیاری گلها بود

یهو صدای حرف زدن پُل رو شنیدم پل که یه ماه پیش همسرش بعد از شصت سال زندگی مشترک فوت شده بود

با تعجب گفتم: پل داره با کی حرف میزنه

خیلی عادی گفت: با زنش،، کار هر روزشه

رفتم دهن باز کنم بگم اون که مرده

یهو گفتم فهیم تو نبودی همین چند دقیقه قبل توی خونه بلند بلند با بابا حسن و عکسش که روی آینه است و داره میخنده حرف میزدی ؟

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 11:44

صفحه بندی