
این متن رو در حالی می نویسم که همه جا خبر از امضای توافقنامه تو بخوان تعهد نامه امریکاست به ایران!
این متن رو در بعد از کلی گریه می نویسم با چشمها و دماغی قرمز برای جیر جیر جوجه مرغ قشنگ که هنوز چهل روزگیش هم تموم نکرده بود.نیم ساعت پیش نمیدونم به چه علتی مرد ، توی لونه اش بود شاید خروس کشتش!
کلی رد خون بود و یه سوراخ کنار رانش داشت . بی جون پیداش کردم و زار زدم
دستهام پر شده بود از خون تنش. به چشمهای نیمه بازش نگاه کردم و تن هنوز گرمش رو دست کشیدم . و قطره های اشکم می ریخت روی پرهای مشکی و قهوه ای قشنگش . راستش هر بار خون می بینم هر بار گریه میکنم یاد دی ماه خونین و سالهای خونین مردمم میفتم!
و گریه ام بلند تر میشه. چهره های قشنگ اما بی جان اون همه جوون که در نایلونهای سیاه صدتا صدتا توی ماشین های کانتینر به کهریزک برده میشدن مث فیلم از ذهنم رد میشه ، و دیگه درد های خودم یهو محو میشن کمرنگ میشن.
هیچ خبری هیچ اتفاقی هیچ تعهد و توافقی در دنیا نمی تونه رد خون رو از چهره ی سردمداران خونخوار هیچ کشوری پاک کنه.
و هیچ آدمکشی حتی با پشتوانه ی تمام جهان نمی تونه برای مردمی که به بردگی گرفته خوشبختی بیاره و این یک حقیقت همیشگیه
رهایی با دستان همان انسانهای شریف به بردگی و استثمار گرفته شده رقم میخوره
برچسب:
نویسنده: نوید فلاح