ساسو (sasoo)

متن مرتبط با «هایی» در سایت ساسو (sasoo) نوشته شده است

چند تکه ها .. یا تکه هایی از روز

  • نیلوبلاگ

    ساسو  (sasoo)خرامان و آرام  پا میگذارم بر خیالت همچون" ساسو"ی پیچیده در درّه چند تکه ها .. یا تکه هایی از روزروز اول : نانوایی مغازه ی ترکیه ای « نانواها همه کرد هستند)شش نان تافتون خواستم ، رفتم دوری کوتاه بین قفسه ها زدماول صبح بود و خلوت اما وقتی برگشتم هر چی دوست و آشنای کرد اومد بعد از من را شش. تا و سه تا نان دادند دستشان رفتند و من ماندم هاج و واج ، عصبانی از اینکه عده ای فقط تنشان را مهاجرت میدهند و هرگز عوض نمیشن روز دوم: داداش از ایران زنگ‌‌ زد یا اینکه همیشه حرفهای معمول را می زنیم تا...

    ادامه مطلب
  • تنهایی عریان..

  • نیلوبلاگ

    به دستهام نگاه میکنم شبیه ترینه به دستهات به اون رگهای خونی پشت دستهات که قلمبه زده بود بیرون..به دورها فکر میکنم دورترین خاطره ایی که باهات دارم : ذوق بی حدم بود وقتهایی که بچگی هام منو روی زانوهات بلند میکردی و باهام (غار غار یک گردو بنداز ) رو بازی میکردی ... یا قدیم که برای خرید اجناس مغازه ات میرفتی تهران و با اتوبوس سیصدودو ، اذان صبح میرسیدی خونه و ما مطمئن بودیم صبح پاشیم کنار بالشتمون کلوچه های لاهیجان جاده ی هراز هست .اونروزای بچگی هربار از سرکار برمیگشتی یه گلدون گل خریده بودی و من تمام ذوق کردن بی حدم رو از دیدن هر گلی که می بینم ، از تو دارم ...با این که بزرگترین سوالهای فلسفی دنیا رو درباره ی مرگ و زندگی می پرسیدی همزمان تو سرگرم کننده ترین بابای دنیا هم بودی...اون خاطرا...

    ادامه مطلب
  • کرونا فوران تنهایی زمین بود ...

  • نیلوبلاگ

    روح و روانمان خسته است از اتفاقات پشت هم و غمگنانه...هر روز صبح با استرس گوشیم رو روشن میکنم که لابد باز چیزی شده ...حالا هم این ویروسهکه تو بگو دنیارو گرفته ...چیزی که با چشم دیده نمیشه بحرانی ج...

    ادامه مطلب