بابا با هوشیاری ۶ توی آی سی یو بستریه
امروز صبح آرشیو اینستام یه عکس و متن از هفت سال پیش در همین روزهای تیر رو یادآوری کرد
عکس از خونه های قدیمی روستای محل تولد مامان و باباست
و متنش
آه متنش گفتم که پدر زنگ زده تهران : دختر پاشو بیا
بیا تا باهم بریم نِرسو خنک شیم ..
یهو دیگه چشمم بقیه ی متن رو ندید
با اشک گفتم: بابا جان نمیتونم بیام منو ببخش
پاشو بابا چشمهاتو بازکن عزیز دلم پاشو عزیزم میخوام ببوسمت نازت کنم دست بکشم روی سرت
برچسب:
نویسنده: نوید فلاح