خرید بک لینک

امروز او هی اتاق رنگ زد و من هی طبقه ی پایین بشور بساب و جارو و پرده بنداز لباسشویی و موبایل بازی و آشغال بازیافتی های تر رو ببر توی باغ و از گلهای سنبل حیاط عکس بگیر و او هی مشغول نقاشی و بتونه کاری و جاروکشیه آشغال های بتونه کاری ..

بعد همینجور که داشتم با دستکشهای آبی ضدحساسیتم ظرف میشستم و به بارون پشت پنجره نگاه میکردم اومد دو سه تا عکس از پشت سر ازم انداخت ...

یکی از عکسها که من تقریبا تاریک افتادم ولی گلدون و بیرون پنجره و قطره های بارون پیداست رو خوشم اومد .

دوس دارم بذارمش اینستا گرام ...

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 15:32

صفحه بندی