خرید بک لینک

یه آفتاب روشن پاشیده توی باغ روی کندوها

کمی با مورتی گربه ی نارنجی همساده بازی کردم که تا منو دیده بود مث یه بچه که همبازیش رو میبینه یهو دوید و پرید جست زد با یه میوی خاص خودش رو رسوند بهم .

روی دوتا درخت بزرگ پر شکوفه ی گوجه سبز همسایه اونوری صدای جمعیت عظیمی از بال زنبورکان این دخترکانم قشنگم میاد .

که دارن بی وقفه ازش شهد برمیدارن.

صدای خوبیه واسه هر زنبور داری .

صدای بهار ، زایش ، عسل

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1402 ساعت: 19:59

صفحه بندی